شدیدااااااااااااااااااااا سرما خوردم و اصلا نمی دونم چی میخورم هیچ مزه ای را نمی فهمم. این هفته کلی استرس دارم چون قراره امتحان رانندگی بدم که اینجا انقدر سخت می گیرند از تز دکترا هم استرس اش بیشتره. هر دفعه امتحان هم ۲۰۰ یورو ناقابل باید بدی.

برام دعا کنید که همون دفعه اول قبول بشم.

این هفته کلا زیاد تو حال و هوای رژیم نخواهم بود ولی سعی می کنم رعایت کنم و به خصوص ۷ شب به بعد هیچی نخورم.

کیک تولد!

77.7

ای بابا این بلاگفا چرا اینجوریه؟ نظر خواهی مگه قبلا اتومات باز نبود حالا چرا اوتومات بسته ست و هر دفعه خودت باید بازش کنی؟ واسه همه اینجوریه یا فقط من؟

دیگه داشتم افسردگی می گرفتم هیشکی برام کامنت نذاشته بود که اومدم مطلب جدید بنویسم دیدم ای بابا کامنت های تایید نشده دارم!!

مرسی از لطف همه تون برای تبریک تولدم دوستان گلم.

خوب من دیروز مجبور شدم....مجبورررررررررررر می فهمید؟ یه تیکه از کیک شکلاتی تولدم بخورم!!! شام هم همسر مهربان می خواست ببرمون رستوران که من مخالفت کردم گفتم چون کالری امروزم بالا زده همون غذای دیروز را می خوریم که از برنجش کمی مونده بود و من تقریبا ۴ یا ۵ قاشق برنج و قرمه سبزی خوردم با سالاد فراوان.

کادو هم یه عطر noa که خیلی دوست داشتم گرفتم. از دخترم هم یه کیف سامسونت که توش پر از کرم و ماسک و اینجور چیزا مخصوص مامان هایی که دیگه دارن پیر میشنبود. و البته با یه رژلب مایع که روش نوشته بود ایکی ایکس ایکس ایکس براق!!!!!!!بارو کنید همین تعداد ایکس یا شایدم بیشتر داشت که الان هم زدمش به لبم و خوشگل و خوش تیپ نشستم تایپ می کنم.

به خاطر شیرینی خورون دیروز وزنم امروز بالا زده بود به خاطر همین امروز دیگه رعایت می کنم و در همین راستا امروز صبح بعد اینکه پسر کوچولو را مهد گذاشتم 20 دقیقه تا خونه توی برف پیاده روی کردم البته با یه کوله پشتی و ساک خرید تو دستم. الانم چه برفی داره میاد و فکر کنم تا فردا کلی بشینه.

 

۷۷.۶

وزنم خیلی به سختی پایین میاد شاید به خاطر عدم تحرکه. البته مظورم تحرک اساسی و ورزشه وگرنه که از صبح تا شب بالا پایین می کنم و به کارهای خونه و و بچه ها رسیدگی می کنم.

الان داشتم به وزن سال قبلم همین موقع ها نگاه می کردم که ۷۲ بود و من چقئر بابتش خوشحال بودم و حالا..

چهارشنبه هم روز تولدمه و هم روز نوشتن وزن کنار صفحه! دلم می خواد از خودم راضی باشم و سعی می کنم تا چهارشنبه هدیه خوبی به خودم بدم.

بچه ها جون ببخشید من زود زود آپ نمی کنم خیلی گرفتارم به خدا ولی وبلاگ همه دوستان را می خونم. امیدوارم همه تون در راه رسیدن به هدف موفق باشید.

چی میخورم؟

این یکی دو روز کم نکردم شاید به خاطر نزدیک شدن به روزای قرمز تقویمه.

ولی همچنان دارم رعایت می کنم. برنامه غذایی ام تقریبا اینجوریه:

صبحانه کورن فلکس سبوس دار که توش میوه های خشک مثل نارگیل موز کشمشش هم داره و من خودم کمی عسل و دارچین هم بهش اضافه می کنم.

                                               

کورن فلکس ۱۱۰

شیر ۱.۵ درصد ۹۰                                                     

عسل و دارچین هم ۵۰

چای سبز با دو تا خرما ۳۲

جمع کل ۲۸۰ کالری

میان وعده یک میوه که خیلی پرکالری نباشه تا ۸۰ کالری

ناهار

معمولا یک ساندویچ با دوتا نان تست سبوس دار و مارگارین و کره بعضی وقتا که خیلی گشنمه میشه ۳ نان!

۲ نان تست ۱۹۰ -نان تست من با مغز آفتابگردونه به خاطر همین کالریش بالاتره

مارگارین ۳۸

پنیر ۱۴۲

جمع کل ۳۷۰ کالری

میان وعده باز هم میوه و یا هله هوله کم کالری مثل چوب شور و یا چای سبز با خرما ماکزیمم ۸۰

شام

سعی می کنم حتما حتما قبل ساعت ۶ تمومش کرده باشم یعنی دور و بر ۵ شام می خورم اگه برنجی باشه به اندازه یک کفگیر کمی بیشتر! و البته بدون روغن و دیگه اینکه سعی می کنم اگه یادم نره با چنگال غذا بخورم حتی برنج را! سالاد هم اگر آقای همسر زحمت بکشه همیشه چاکریم. من تو سالاد درست کردن خیلی تنبلم. فکر می کنم شام را هم باید حدود ۴۰۰ کالری در نظر بگیرم البته ماکزیمم.

بعد شام هم یک چای سبز با خرما

پس با این حساب کتاب ها

کالری تقریبی روزانه من میشه ۱۲۵۰ با کمی بالا و پایین!

در اینجا لازمه دو یه تا نکته را بگم شاید به دردتون بخوره چون برای من تاثیر خوب و مثبتی داشته. یکی اینکه ساعت ۷ شب به بعد هیییییییییییییییییییییییییییچی دیگه نمی خورم یعنی قبل ۷ آخرین چای سبز با خرما را می خورم و ساعت ۷.۵ که پسر کوچولو را میبرم بخوابونم با هم دیگه مسواک میزنیم و این مسواک زدن خودش باعث میشه دیگه ناخودآگاه هیچی نخوری. نکته بعدی در مورد چوب شوره که  من معمولا قبل غذا چند تا می خورم و معده مو خیلی پر می کنه و کالری زیادی هم نداره ۱۰ عددش ۳۸ کالری داره. به نظرم این چوب شورها تو معده حجم پیدا می کنه و فضای زیادی میگیره که باعث میشه اشتها برای غذا کمتر بشه یا لااقل در مورد من اینطوره. پس چوب شور را فراموش نکنید.

                          

آهان نکته اخری و مهم اینکه من مدتیه قلبم کمی مشکل داره مثلا بعضی وقتا ضربان اش نا منظم میشه و یا اینکه نمی تونم نفس عمیق بکشم و خلاصه کمی هم ترسیدم به نظرتون مال چای سبز نیست؟

البته من از بچه گی چای معمولی زیاد خوردم و مشکلی نداشتم ولی چای سبز را فقط تو دوران رژیمی مصرف می کنم.

گزارش من..

گوش شیطون کررررررررررررررر دارم خوب پیش میرم. فعلا وزنم را نمی نویسم تا این چند روز هم بگذره و بعد یک هفته وزن کشی راه بندازم.

دیروز یه جایی خوندم آدم های چاق به احتمال زیاد حس بویایی قوی تری نسبت به لاغرها دارند و به همین دلیل پرخوری می کنند! حالا از این به بعد موقع غذا خوردن می خوام بینی مو با یه گیره ببندم چطوره؟

کالری مصرفی ام در حال حاضر دور و بر ۱۳۰۰ هست و ساعت ۷ شب به بعد هم هییییییییییچ چیزی دیگه نمی خورم. اگر همین جوری ادامه بدم تا عید می تونم به زیر ۷۰ و بلکه هم بیشتر برسم.

آهان مصرف شیرینی هم تقریبا صفر شده..هورااااااااااا

شروعی دوباره

هر اتفاقی بیفته برای من فردا شروعی دوباره ست. از فردا می خوام کالری شماری شروع کنم ولی نه اونجوری که هر چیزی را وزن کنم..همینجوری چشمی.

شرمنده دوستانی که برای پست قبل کامنت گذاشته بودند و من تایید نکرده بودم. یعنی در واقع تا حالا فکر می کردم کامنت دونی بازه و بلاگفا را چک نکرده بودم.

سامیا جان خوشجالم باز این دور و بر می بینمت امیدوارم به هدفت برسی.

ثمر عزیز از حرفای دلگرم کننده ات ممنونم. خدا را شکر من همسر خوب و بچه های خوب و کلا زندگی خوبی دارم و مشکل استرس من تو زندگی هم از همون استرس های معموله و اگر اینجا با نوشتنش باعث نگرانی کسی شدم معذرت میخوام.

سارا عزیز باز هم ممنون برای رژیمی که برام فرستادی. هنوز آمادگی این نوع رژیم را ندارم ولی به زودی آن را هم امتحان می کنم. چون من به این نتیجه رسیدم نباید بدن را به یک نوع رژیم عادت داد.

اگر کسی میخواد برای فردا همراه بشه خیلی خوشحالم می کنه.

من اومدم با کلی اضافه وزن که از نوشتنش شرمنده ام

دو سه روز بعد رفتنم به ایران با سوگند عزیز تماس گرفتم و برای قرار بچه های گروه باهاش هماهنگ کردم. روز خیلی خوبی بود و من از کسانی که باعث و بانی اش شدند خیلی ممنونم..

من خیلی از بچه ها را نمی شناختم یعنی اصلا وبلاگ شون را هم نخونده بودم با این حال جو خوبی بود. سوگند مهربون و شوخ طبع، ففلی عزیز و خیلی خیلی مهربون و خوش برخورد و توئیگی عزیز و دوست داشتنی از اینکه اون روز نذاشتید زیاد احساس غریبی کنم ممنونم.

از روزی که برگشتم دارم سعی می کنم به روال زندگی و خورد و خوراک خودم برگردم..تا بلکه از شر این کیلوهای برگشته راحت بشم. متاسفانه تو ایران به خاطر این که مهمونی نمی تونی راحت باشی تو غذا خوردن و مجبوری کلی غذای چرب و چیلی بخوری که اینجا عمرا خودت اونطوری درست کنی.

حالا باید برای این چند کیلو کلی تلاش کنم.

سلام

هر کی هر چی درباره ام بگه حق داره من واقعا بی ارادگی کردم و نیمه راه همه چی را رها کردم..ولی واقعا انقدر مشکلاتم از لحاظ روحی روانی زیاده که واقعا کم میارم.

امروز اومدم بنویسم چند روزه دوباره اتکینزی هستم حالم اصلا خوب نیست سر درد و چشم درد دارم با این حال فعلا دارم ادامه میدم . وزنم الان ۷۲ هست امیدوارم بتونم دوباره به زیر ۷۰ برسم.

تصمیم بعدی ایم برای کاهش وزن ثبت نام در باشگاه ورزشی یه البته از آخر تابستون وقتی از ایران برگشتم> وبلاگ های همه تون را می خونم شرمنده از اینکه نظر نمیگذارم بذارین به حساب شلوغی بیشششششششششششش از اندازه سرم. برام دعا کنید تو زندگی کمی آرامش داشته باشم. استرس زندگیم به حد وحشتناکی رسیده

با خجالت فراوان باید اغلام کنم وزنم رفته بالای ۷۰ .

اصلا نمی دونم چرا انقدر اراده ام کم شده و همه اش دارم شیرینی می خورم باید یه فکر اساسی کرد.

اگه همه چی خوب پیش بره میخوام هفته دیگه باز هم اتکینزی بشم.

خیلی دوست دارم برم ورزش ولی جایی نزدیک خونه نیست فقط یه جایی هست با کلی امکانات و سونا و سولاریوم و بچه ها را هم تا ساعت ۱۲  ظهر نگه می دارند ولی افسوس که با بودجه من جور در نمی یاد. پدر بی پولی بسوزه.

لیلا جان که در مورد قهوه بدون کافئین سوال کردی نه عزیزم اون قهوه اتکینز نیست یعنی مارک اتکینز نداره و همون نسکافه معمولیه منتها بدون کافئین.

نوروز مبارک باد

            

سال نو و عید نوروز را به همه دوستان رژیمی تبریک می گویم و آرزو می کنم در سال جدید روند کاهش وزن همگی مون خوب پیش بره و از اون مهم تر شاد و سلامت و پیروز باشیم.